حاجی مکه رفتی
دور خانه خدا هفت بار دویدی ،
سنگ پرت کردی ،
خیال کردی دیگه بهشت خریدی ؟
نه ، خدا همین جاست
......تو همین کوچه
تو خانه اکبر آقا که بچه هاش شبها شکم گرسنه می خوابن ،
خدا تو کعبه نیست تو یه خانه سنگی ،
خدا تو چشم همین دختر بچه ای نازیه که تو این گرما پشت چراغ قرمز داره گل می فروشه