دعای آرامش

خداوندا آرامشی عطا فرما،تا بپذیرم آنچه را که نمیتوانم تغییر دهم
شهامتی که تغییر دهم آنچه راکه میتوانم ودانشی که تفاوت این دو را بدانم.
دعای آرامش معجزه ست- و من بارها و بارها معجزه اش را به عینه دیده ام-
باورم نمیشد که بتواند اینگونه آرامش به انسان هدیه کند. اگر از صمیم قلب بخوانی و با حضور دل باشد،محال است معجزه اش را نبینی.
دعای ارامش در یک دعا 4 چیز مهم از خدا میخواهد که با داشتن آن انسان به او نزدیکتر و وارسته تر میشود.
اول آرامش میخواهد که این کمیای گرانیست که کمتر کسی میتواند آنرا بدون دعا و خواستن از معبود بدست بیاورد تازه در آن آرامش درخواست داشته باشد که به او پذیرش باور خودرا بدهد و اینکه قادر به تغییر کسی نیست جز خود . ....(قدم ا)و در قسمت دوم آن شهامت و شجاعت و توان میخواهد که تغییر دهد خودش را و انتظار تغییر دیگران را نداشته باشد ،چون من فقط قادر به تغییر خودم هستم و نمیتوانم دیگران را تغییر دهم و هروقت اینکار را کردم با بن بست و سرشکستگی روبرو شدم.( قدم 2) و دانش و بینشی که تفکیک کنم وظایفی که بعهده منست و وظایفی که بعهده معبودم هست و یاد بگیریم در مشییت الهی دخالت نکنم و از سر راه خدا کنار روم و آن نیروی برتر بهترین ها را برایم رقم بزند و تمیز دهم چیزی که برایم مقدر شده را بپذیریم شاید در آن زمان مطابق خواسته هایم نباشد ولی پس از مدت کوتاهی متوجه میشوم این بهترین اتفاق ممکن بود که افتاد(قدم 3)
و در آخر دلیری ده تا از مردم و دنیا متوقع نباشم مطابق میل من رفتار کنند. و این قسمت آخر دست انسان را از توقع بیجا و تملک به غیر باز میکند و متکی بودن به نیروی برتر و اعتماد به آن را به من یادآور میشود.
باورم نمیشد که بتواند اینگونه آرامش به انسان هدیه کند. اگر از صمیم قلب بخوانی و با حضور دل باشد،محال است معجزه اش را نبینی.
دعای ارامش در یک دعا 4 چیز مهم از خدا میخواهد که با داشتن آن انسان به او نزدیکتر و وارسته تر میشود.
اول آرامش میخواهد که این کمیای گرانیست که کمتر کسی میتواند آنرا بدون دعا و خواستن از معبود بدست بیاورد تازه در آن آرامش درخواست داشته باشد که به او پذیرش باور خودرا بدهد و اینکه قادر به تغییر کسی نیست جز خود . ....(قدم ا)و در قسمت دوم آن شهامت و شجاعت و توان میخواهد که تغییر دهد خودش را و انتظار تغییر دیگران را نداشته باشد ،چون من فقط قادر به تغییر خودم هستم و نمیتوانم دیگران را تغییر دهم و هروقت اینکار را کردم با بن بست و سرشکستگی روبرو شدم.( قدم 2) و دانش و بینشی که تفکیک کنم وظایفی که بعهده منست و وظایفی که بعهده معبودم هست و یاد بگیریم در مشییت الهی دخالت نکنم و از سر راه خدا کنار روم و آن نیروی برتر بهترین ها را برایم رقم بزند و تمیز دهم چیزی که برایم مقدر شده را بپذیریم شاید در آن زمان مطابق خواسته هایم نباشد ولی پس از مدت کوتاهی متوجه میشوم این بهترین اتفاق ممکن بود که افتاد(قدم 3)
و در آخر دلیری ده تا از مردم و دنیا متوقع نباشم مطابق میل من رفتار کنند. و این قسمت آخر دست انسان را از توقع بیجا و تملک به غیر باز میکند و متکی بودن به نیروی برتر و اعتماد به آن را به من یادآور میشود.
شادی را هدیه کن ، حتی به کسانیکه آن را از تو گرفتند، عشق بورز به آنانکه دلت را شکستند، دعا کن برای آنانکه نفرینت کردند.و درخت باش بر غم تبرها، پرواز کن به کوری چشم خفاشها، بها رشو بخند که خدا با توست
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم آذر ۱۳۹۰ ساعت 13:5 توسط سيد محمد
|
ذهن لايتـناهي سرچشمه واقــعي من است و مـرا انتــهائي نيست چراكه خداونـد ،بي انـتـها و بـيـكران است