انرژي مثبت

آنقدر قوی باشید که هیچ چیز ذهنتان را به هم نریزد.
در هر گفتگویی کلامی از سلامتی،... شادی و ثروت بر زبان بیاورید.
توانایی دوستان را به آنها یادآوری شوید.
نیمه روشن هر چیز را بنگرید.
به بهترین، فکر؛ برای بهترین، کار؛ و بهترین را بخواهید.
مشتاق موفقیت دیگران باشید.
اشتباهات گذشته را فراموش کنید.
به تمام موجودات زنده با لبخند نگاه کنید.
برای ناراحتی، صبور؛ برای ترس، قوی؛ و در برابر خشم متین، باشید.
بهترین باشید و به دنیا بگویید که بهترین هستید.... 

آزادي

فرشته به مریم گفت که او بدون دیدن مردی باردار خواهد شد. به دیگر سخن، خدا گفت که چنین چیزی از طریق معجزه رخ خواهد داد. خدا همان چیزی را به شما می گوید که به مریم باکره گفت. قرار نیست قدرت محدود شما کاری کند. قرار نیست نیروی محدود شما کاری کند. خدا گفت که این روح اوست که این کارها را می کند. قدرت خداوند متعال بر شما فرود می آید و سبب می شود که هر چیزی رخ دهد. امکان ندارد که با خدا شکست بخورید. وقتی به نظر می رسد هیچ راهی نمانده، او راهی باز می کند. او درهایی را می گشاید که هیچ انسانی قادر به بستن آن ها نیست. او می تواند کاری کند که در موقع مقتضی در محل مناسب باشید. او می تواند زندگی شما را زیرورو کند.
ممکن است بدون وام بانک، بدون تحصیلات مناسب، علی رغم گذشته تلخ و دردناک شما، کارتان راه بیفتد. به یاد داشته باشید: با حضور خدا همه چیز ممکن خواهد بود.

ذهن ملخي

موسی دوازده نفر را به کنعان فرستاد تا موقعیت را ارزیابی کنند. پس از شش هفته، دوازده مرد بازگشتند. ده نفر از آن ها گفتند:"آن جا سرزمین پر برکتی است و به اصطلاح مملو است از شیر و عسل. اما ما کوچک ترین شانسی نداریم. ما هرگز نمی توانیم آن مردم را شکست دهیم. ما در برابر آن ها مانند ملخ هستیم."
آن ها با ذهنیت "ملخی"شان به خدا بی حرمتی کردند و در نتیجه باقی عمرشان را دور تا دور بیابان سرگردان بودند تا عاقبت مردند. فقدان ایمان و اعتماد به نفس، آن ها را از آینده پرثمری که خدا برای شان در نظر داشت، محروم کرد. خدا از اول پیروزی اسرائیل را تضمین کرده بود، اما نسل اول یهودیان که از مصر بیرون آمده بودند، به خاطر تصویر ذهنی ضعیفی که از خود داشتند، هرگز نتوانستند وارد کنعان شوند. 
شما خود را چطور می بینید؟ آیا ایمان و ذهنیت مثبت دارید و یا ذهنیت ملخی؟ ذهنیت ملخی می گوید:"من هرگز موفق نمی شوم. رویاهایم هرگز به تحقق نمی پیوندد. خیلی زیر بار قرضم. ازدواجم نابود شده. هرگز از چاله ای که در آن افتاده ام، بیرون نمی آیم..." شما باید با کمک خدا این افکار منفی و بازدارنده را دور بریزید. اگر می خواهید اوضاع و احوال زندگی تان بهتر شود، باید با چشم ایمان جلو بروید. به یاد داشته باشید: خدای ما، خدای موفقیت، پیشرفت و پیروزی است. او خواهان رشد و پیشرفت شما است. او نقشه های بزرگ تر و عالی تری برای شما دارد. ممکن است جا بخورید، اگر بدانید که خدا چقدر می خواهد در رحمتش را به روی تان بگشاید. خدا می خواهد کارهای برجسته ای در طول زندگی تان بکند. هیجان انگیز است. این طور نیست؟ ممکن است موانع بزرگی سر راه تان داشته باشید، اما بدانید خدا بسیار بسیار بزرگ تر از موانع و مشکلات شماست. خدا چیزهای بیشتری برای شما در راه دارد. با کمک خدا، از شر ذهنیت ملخی خلاص شوید.

قالي زندگي

هر هزار سال‌ يك‌ بار فرشته‌ها قالی‌ جهان‌ را در هفت‌ آسمان‌ می‌تكانند، تا گرد و خاك‌ هزار ساله‌اش‌ بريزد و هر بار با خود می‌گويند: "اين‌ نيست‌ قالی‌ای‌ كه‌ قرار بود انسان‌ ببافد، اين‌ فرش‌ فاجعه‌ است "
بازمينه‌ سرخ‌ خون‌ و حاشيه‌های‌ كبود معصيت، با طرح‌های‌ گناه‌ و نقش‌ برجسته‌های‌ ستم،
فرشته‌ها گريه‌ می‌كنند و قالی‌ آدم‌ را می‌تكانند و دوباره‌ با اندوه‌ بر زمين‌ پهنش‌ می‌كنند.
رنگ‌ در رنگ، گره‌ در گره، نقش‌ در نقش، قالی‌ بزرگی‌ است‌ زندگی،‌ كه‌ تو می‌بافی‌ و من‌ می‌بافم‌، همه‌ بافنده‌ايم، می‌بافيم‌ و نقش‌ می‌زنيم، می‌بافيم‌ و رج‌ به‌ رج‌ بالا می‌بريم، می‌بافيم‌ و می‌گسترانيم.
دار اين‌ جهان‌ را خدا برپا كرد، و خدا بود كه‌ فرمود: "ببافيد"، و آدم‌ نخستين‌ گره‌ را بر پود قالی زندگی‌ زد.
و هر كه‌ آمد، گره‌ای‌ تازه‌ زد و رنگی‌ ريخت‌ و طرحی‌ بافت و چنين‌ شد كه‌ قالی‌ آدمی‌ رنگ‌ رنگ‌ شد، آميزه‌ای‌ از زيبایی و نازيبایی، سايه‌ روشنی‌ از گناه‌ و صواب.
گره تو هم تا ابد بر اين‌ قالی‌ خواهد ماند، طرح‌ و نقشت‌ نيز، و هزاران سال‌ بعد، آدميان‌ بر فرشی‌ خواهند زيست‌ كه‌ گوشه‌ای‌ از آن‌ را تو بافته‌ای.
كاش‌ گوشه‌ای‌ را كه‌ سهم‌ توست، زيباتر ببافی. 
 

دعا

پروردگارا..
بر من نظر كن..

اما نه به اندازه ي ارزش و لياقتم زيرا از آن بي بهره ام..
بلكه به اندازه ي عشقم ، به اندازه ي اشتياقم ، به اندازه ي نيازم

نه نياز به آسايش
نياز به رسيدن...

توجهم كن و فراموشم مكن
نه به اندازه ي عشق و نيازم ،زيرا بسيار ناچيز است
بلكه به اندازه ي كرامت و رحمتت

ياريم كن..
نه به اندازه ي استحقاقم ، بلكه به اندازه ي مهر و رافتت

اي بخشاينده ي گناهان
نبخشاي خطاي كوچكم را
زيرا بخشايشت گستاخم مي كند و به من جسارت انجام گناهان بزرگتر را مي دهد.

عذابم ده و مجازاتم كن
بسيار بيشتر از گناهم
اما بسيار كمتر ازخشمت

زيرا هنگام خشم رها مي كني مرا تا نابود شوم..
و هنگام خرسندي با مهرباني مجازات مي كني مرا كه تا فرصتي باقيست برگردم
تنبيه تو را بخششت مي دانم و آن را بسيار دوست مي دارم..

صبر ده مرا....بيشتر از دردم
و درد ده مرا....كمتر از صبرم

آنقدر بر صبر من بيفزاي تا غلبه كند بر هر دردي..
آنگونه كه حتي در دشوارترين لحظات قلبم آرام و خشنود باشد

خشنود باش از من
با آن كه مستحق خشمم
آمين يا رب العالمين...

حرفي باخدا

حرفي با خدا: ______________ خداي مهربون و صبورم.... يك سال ديگه رو برام رقم زدي...هر چه بود گذشت... ... خداي خوبم... بخاطر تمام لحظه هايي كه منتظرم بودي و نيومدم من و ببخش... بخاطر تمام لحظه هايي كه من و ديدي و من نديدمت من و ببخش... بخاطر تمام لحظه هايي كه برام خوب خواستي و من بد كردم من و ببخش... بخاطر تمام لحظه هايي كه اميدت و نا اميد كردممن و ببخش... بخاطر تمام لحظه هايي كه برام وقت گذاشتي و من وقت نداشتم من و ببخش... بخاطر تمام لحظه هايي كه تنهام نگذاشتي و من خودم و تنها ديدم بخاطر تمام لحظه هايي كه بخاطر تمام لحظه هايي كه به مهربون بودنت ، بخشنده بودنت ، آمرزنده بودنت ، بزرگ بودنت و بودنت ... شك كردم .... من و ببخش.. بخاطر تمام لحظه هايي كه اشكهم براي كسي جز تو بود.... بخاطر تمام لحظه هايي كه خواهش ها و التماسام براي كسي جز تو بود... بخاطر تمام لحظه هايي كه لذتها و شادي هام براي كسي جز تو بود... من و ببخش.. يكسال ديگه هم گذشت و من باز به اين رسيدم كه... خيلي ها به دعوت دل ساده ي من... اومدند.. نشستند... خنديدند ... اما خيلي زود شكستند و گسستند و رفتند.... تنها تو بودي كه بريدم و نبريدي... شكستم و نشكستي گسستم و نگسستي... خدايا... دلم خيلي هواتو كرده... امسال هم در دلم بنشين و آنچه را كه شايسته خدايي توست... برايم بنويس

نامه اي از طرف خدا به بندگانش

من پروردگار تو هستم و امروز به همه مشكلات تو رسيدگي ميكنم/

به ياد داشته باش كه من هيچ نيازي به تو ندارم/چنان چه زندگي تو را در موقعيتي قرار داد كه توان تو نبود پس هيچ كوششي براي حل آن نكن/فقط آن را به من واگذار كن و در صندوق نامه اي به خداوند بينداز/

گره همه آن مشكلات باز خواهد شد/البته در مجراي زماني من نه تو/پس زمانيكه آن را به صندوق انداختي با نگراني و دلواپسي هاي خود بر آن تمركز نكن/

در عوض به همه چيزهاي خوبي كه داري فكر كن/چيزهايي كه موهبت هاي زندگي ات محسوب ميشوند//

چنان چه خودت را در ترافيك سنگين خياباني يافتي كه هيچ گونه راه فراري نداري نااميد نشو بدان مردمي در اين جهان زندگي ميكنند كه حتي داشتن اتومبيل شخصي و رانندگي كردن را در خواب هم نمي بينند./

چنانچه يك روز كاري را سپري كرده اي و بسيار خسته اي به كسي فكر كن كه چند سال است بيكار است./

چنانچه در روابط عاطفي خود دچار ياس و نااميدي شدي به كسي فكركن كه هيچگاه طعم دوست داشتن و دوست داشته شدن را نچشيده است./

اگر غصه ميخوري كه تعطيلات آخر هفته ات خراب شده است به زني فكر كن كه براي سير كردن شكم بچه هايش هفت روز هفته را روزي 12 ساعت در حال انجام كاري طاقت فرساست./

اگر اتومبيلت در وسط جاده خراب شد و تو كيلومتر ها دورتر از شهر ماندي به شخصي معلول وناتواني فكر كن كه در آرزوي پياده روي است./

چنانچه در آينده موي سفيدي در سرت ديدي به زني مبتلا به سرطان فكر كن كه در حال شيمي درماني است و در آرزوي نگاه كردن در آيينه و مرتب كردن موهايش است./

اگر دچار زيان و ضرري شدي و با خود فكر كردي كه اين چه زندگي است از خودت بپرس كه هدف و مقصودت در اين دنيا چيست؟

شكر گذار باش زيرا افرادي بر اين كره خاكي زيسته اند كه حتي فرصت دوباره اي نداشته و خيلي زود چشم از اين دنيا بسته اند./

اگر خودت را قرباني جهالت ها-حقارتها-تند خوييها-وسستي هاي ديگران يافتي به يادداشته باش كه مي توانست بدتر از اين هم باشد ممكن بود تو خود يكي از آنها باشي......///////////

كعبه

حاجی مکه رفتی
دور خانه خدا هفت بار دویدی ،
سنگ پرت کردی ،
خیال کردی دیگه بهشت خریدی ؟
نه ، خدا همین جاست
......تو همین کوچه
تو خانه اکبر آقا که بچه هاش شبها شکم گرسنه می خوابن ،
خدا تو کعبه نیست تو یه خانه سنگی ،
خدا تو چشم همین دختر بچه ای نازیه که تو این گرما پشت چراغ قرمز داره گل می فروشه

زيبايي

منم زیبا
که زیبا بنده ام را دوست میدارم
تو بگشا گوش دل ، پروردگارت با تو می گوی...د
ترا در بیکران دنیای تنهایان
رهایت من نخواهم کرد
رها کن غیر من را ، آشتی کن با خدای خود
تو غیر از من چه میجویی؟
تو با هر کس به غیر از من چه میگویی؟

تو راه بندگی طی کن عزیزا من خدایی خوب میدانم

تنهایی

اگر بی هوا کسی وارد زندگيت شد بدون کار خدا بوده....اگر بی مهابا دلها قبل 

از دستها به هم گره خورد، بدون کار خدا بوده....اگر گریه هات قبل از غفلت 

دیگران شنیده نشد تا خرد بشی بدون تنها مرحمت خدا بوده.....حالا هم اگر 

دلت شکسته و بغض تنهایی خفت کرده شک نکن؟!! تنها مرحمت خداست که 

از سر تواضع یه بهونه واسه نوازشت گیر آورده.....

"آخه می دونی؟؟؟ خدا خيلی تنهاست......

الهام

وقتی باختم"مسیر"را یافتم!
در بزرگراه زندگی،
همواره"راهت""راحت" نخواهد بود،
هر چاله ای"چاره ای" به من آموخت.
دوباره فکر کن فرصت ها"دوبار"نمی شوند.
"بکوش" و ناامیدی را بکش...
برای جلوگیری از "پس رفت"پس،باید "رفــت

نيروي برتر

کاش در باور هر روزه مان 
جای تردید نمایان می شد 
و سوالی که چرا «سنگ» شدیم 
و چرا خاطر «دریایی مان» خشکیده ست؟ 

کاش می شد که «شعار» 
جای خود را به «شعوری» می داد 
تا چراغی گردد دست «اندیشه مان» 

کاش می شد که کمی «آینه» پیدا می شد 
تا ببینیم در آن صورت خسته ی این انسان را 
شبح تار امانت داران 

کاش پیدا می شد 
دست گرمی که تکانی بدهد 
تا که بیدار شود، خاطر آن پیمان 
و کسی می آمد و به ما می فهماند 
از «خدا» دور شدیم...

گفتگوي انسان با خدا

روزی انسان ازپروردگار پرسید:
خدایا اگرهمه چیز در سرنوشت ما نوشته شده است پس آرزو کردن ما چه فایده ای دارد؟
پروردگارخندید و گفت:شاید من نوشته باشم هرچه آرزو کرد////

گفتگو با خدا

گفتم : خدایا از همه دلگیرم
گفت: حتی از من!؟

گفتم : خدایا دلم را ربودند!
گفت: پیش از من!؟
...
گفتم : خدایا چقدر دوری؟
گفت:تو یا من!؟

گفتم : خدایا تنها ترینم!
گفت: بیش تر از من؟

گفتم :خدایا کمک خواستم!
گفت:از غیر من!؟

گفتم :خدایا دوستت دارم.
گفت: بیش از من!؟

گفتم : خدایا اینقدر نگو به من . . .
گفت: من توام، تو من

در جستجوي معبود

دنبال خدا نگرد...
خدا در بیابانهای خالی از انسان نیست ...
خدا در جاده های تنهای بی انتها نیست ...
خدا در مسیری که به تنهایی آن را سپری می کنی نیست ....
خدا آنجا نیست ...
... به دنبالش نگرد.
خدا در نگاه منتظر کسی است که به دنبال خبری از توست.
در قلبی است که برای تو می تپد ...
خدا در لبخندی است که با نگاه مهربان تو جانی دوباره می گیرد ...
خدا آنجاست ...
خدا در خانه ای است که تنهایی در آنجا نیست
در جمع عزیز ترین هایت است ...
خدا در دستی است که به یاری می گیری ...
در قلبی است که شاد می کنی ...
در لبخندی است که به لب می نشانی,.....سمـــــــــــیه

دنبال خدا نگرد...
خدا در بیابانهای خالی از انسان نیست ...
خدا در جاده های تنهای بی انتها نیست ...
خدا در مسیری که به تنهایی آن را سپری می کنی نیست ....
خدا آنجا نیست ...
... به دنبالش نگرد.
خدا در نگاه منتظر کسی است که به دنبال خبری از توست.
در قلبی است که برای تو می تپد ...
خدا در لبخندی است که با نگاه مهربان تو جانی دوباره می گیرد ...
خدا آنجاست ...
خدا در خانه ای است که تنهایی در آنجا نیست
در جمع عزیز ترین هایت است ...
خدا در دستی است که به یاری می گیری ...
در قلبی است که شاد می کنی ...
در لبخندی است که به لب می نشانی,....عکاس:خانم خیر خواه.....سمـــــــــــیه

راز

هرچند وقت یکبار قلبت را به فرشته ها نشان بده و از آنها بخواه قلبت رامعاینه کنند.
دریچه هایش را، ورودی ها و خروجی هایش را و ببینند به اندازه ی کافی ذخیره شادمانی در قلبت داری یا نه!!
اگر ذخیره ی شادمانی هایت دارد تمام می شود باید بروی پشت پن...جره و به آسمان نگاه کنی. آنقدر منتظر بمان و به آسمان نگاه کن تا بالاخره خداونداز آنجا رد بشود؛
آن وقت صدایش کن؛
به نام صدایش کن؛
او حتماً برمی گردد و به تو نگاه می کند و از تو میپرسد که چه می خواهی؟؟!
تو صریح و ساده و رک بگو.
هر چیزی که می خواهی از خدا بخواه. خدا هیچ چیز خوبی را از تو دریغ نمی کند.
شادمان باش. او به تو زندگی بخشیده است و کمکت می کند که زنده بمانی. ازاو کمک بگیر.
از او بخواه به تو نفس، پشمک، چرخ و فلک، قدم زدن، کوه، سنگ، دریا، شعر، درخت... تاب، بستنی، سجاده، اشک، حوض، شنا، راه، توپ، دوچرخه، دست، آلبالو،لبخند، دویدن و ... عشق... بدهد.
آن وقت قدر همه ی اینها را بدان و آن قدر زندگیت را ادامه بده که زندگی از این که تو زنده هستی به خودش ببالد!!...............
دیگران را فراموش نکن.......................مرا نيز!

گفتگو با خدا(2)

الو ... الو ... سلام کسی اونجا نیست ؟

مگه اونجا خونه ی خدا نیست ؟

پس چرا کسی جواب نمیده ؟

یهو یه صدای مهربون بگوش کودک نواخته شد! مثل صدای یه فرشته ...

- بله با کی کار داری کوچولو ؟

خدا هست ؟ باهاش قرار داشتم، قول داده امشب جوابمو بده

- بگو من میشنوم کودک متعجب پرسید : مگه تو خدایی ؟ من با خود خدا کار دارم ...

- هر چی میخوای به من بگو قول میدم به خدا بگم. صدای بغض آلودش آهسته گفت: یعنی خدام منو دوست نداره ؟

- فرشته ساکت بود. بعد از مکثی نه چندان طولانی گفت: نه خدا خیلی دوستت داره. مگه کسی میتونه تو رو دوست نداشته باشه؟

بلور اشکی که در چشمانش حلقه زده بود با فشار بغض شکست و بر روی گونه اش غلطید و با همان بغض گفت : اصلا اگه نگی خدا باهام حرف بزنه گریه میکنما ...

بعد از چند لحظه هیاهوی سکوت شکسته شد.

ندایی صدایش در گوش و جان کودک طنین انداز شد : بگو زیبا بگو. هر آنچه را که بر دل کوچکت سنگینی میکند بگو ...

دیگر بغض امانش را بریده بود بلند بلند گریه کرد و گفت:

خدا جون خدای مهربون، خدای قشنگم میخواستم بهت بگم تو رو خدا نذار بزرگ شم تو رو خدا ...

چرا ؟ ولی این مخالف با تقدیره. چرا دوست نداری بزرگ بشی؟

آخه خدا من خیلی تو رو دوست دارم قد مامانم، ده تا دوستت دارم.

اگه بزرگ شم نکنه مثل بقیه فراموشت کنم؟

نکنه یادم بره که یه روزی بهت زنگ زدم ؟

نکنه یادم بره هر شب باهات قرار داشتم؟

مثل بقیه که بزرگ شدن و حرف منو نمی فهمن.

مثل بقیه که بزرگن و فکر میکنن من الکی میگم با تو دوستم.

مگه ما با هم دوست نیستیم؟

پس چرا کسی حرفمو باور نمیکنه ؟

خدا چرا بزرگا حرفاشون سخت سخته؟

مگه اینطوری نمی شه باهات حرف زد ؟!

خدا پس از تمام شدن گریه های کودک : آدم ، محبوب ترین مخلوق من ، چه زود خاطراتش رو به ازای بزرگ شدن فراموش میکنه ، کاش همه مثل تو به جای خواسته های عجیب من رو از خودم طلب میکردند تا تمام دنیا در دستشان جا میگرفت. کاش همه مثل تو مرا برای خودم و نه برای خودخواهی شان میخواستند. دنیا خیلی برای تو کوچک است ... بیا تا برای همیشه کوچک بمانی و هرگز بزرگ نشوی ... و کودک کنار گوشی تلفن، درحالی که لبخندی شیرین بر لب داشت در آغوش خدا به خوابی عمیق و شگفت انگیز فرو رفته بود.

گفتگو با خدا(1)

الو.سلام منزل خداست؟اين منم مزاحميكه آشناست .هزار دفعه اين شماره رو دلم گرفته است ولي هنوز پشت خط در انتظار يك صداست شما كه گفته ايد پاسخ سلام واجب است بما كه ميرسد،حساب بنده هات جداست؟الو،دوباره قطع ووصل تلفنم شروع شد خرابي از دل من است يا كه عيب سيم هاست؟چرا صدايتان نميرسد؟كمي بلند تر لطفا ،صداي من چطور؟خوب وصاف وواضح ورساست؟اگر اجازه ميدهي برايت درد دل كنم شنيده ام كه گريه بر تمام درد ها شفاس...

درس از سقراط

روزی سقراط حکیم مردی را دید که خیلی ناراحت و متاثر بود .
علت ناراحتی اش را پرسید . شخص پاسخ داد :
در راه که می آمدم یکی از آشنایان را دیدم . سلام کردم.
جواب نداد و با بی اعتنایی و خودخواهی گذشت و رفت .
و من از این طرز رفتار او خیلی رنجیدم .
سقراط گفت : چرا رنجیدی ؟ مرد با تعجب گفت :
خوب معلوم است که چنین رفتاری ناراحت کننده است .
سقراط پرسید : اگر در راه کسی را می دیدی که به زمین افتاده
و از درد به خود می پیچد
آیا از دست او دلخور و رنجیده می شدی ؟
مرد گفت : مسلم است که هرگز دلخور نمی شدم .
آدم از بیمار بودن کسی دلخور نمی شود .
سقراط پرسید :
به جای دلخوری چه احساسی می یافتی و چه می کردی ؟
مرد جواب داد : احساس دلسوزی و شفقت .
و سعی می کردم طبیب یا دارویی به او برسانم .
سقراط گفت : همه این کارها را به خاطر آن می کردی که او را بیمار می دانستی .
آیا انسان تنها جسمش بیمار می شود ؟
و آیا کسی که رفتارش نا درست است ، روانش بیمار نیست ؟
اگر کسی فکر و روانش سالم باشد هرگز رفتار بدی از او دیده نمی شود ؟
بیماری فکری و روان نامش غفلت است.
و باید به جای دلخوری و رنجش نسبت به کسی که بدی می کند و غافل است دل سوزاند و کمک کرد .
و به او طبیب روح و داروی جان رساند .
پس از دست هیچ کس دلخور مشو و کینه به دل مگیر و آرامش خود را هرگز از دست مده .
" بدان که هر وقت کسی بدی می کند در آن لحظه بیمار است

تاییدات مثبت

يكي از بهترين راه‌هاي تقويت توانايييادگيري و بالا بردن نمراتتان اين است كه راه و روش كار كردن با قدرت ذهن ناخودآگاهتان را ياد بگيريد.

فرايند فكر كردن ناخودآگاه است و ما آگاهانه ازنتايج آن باخبر مي‌شويم. همه تغييرات در ناخودآگاه ما صورت مي‌گيرد. زماني كه آمادگيش را داشته باشيم، با آگاهي از آن تغيير باخبر مي‌شويم.

اگر بفهمید از استعداد و توانمندی و هوش سرشار

     بر خوردارید  کافی نیست .

             اندیشه مثبت به خودی خود جواب نیست

    منطق و استدلال به خودی خود تغییر مورد نظر شما را

   ایجاد نمی کنند . زیرا اینها با ضمیر نیمه هشیار شما  -

  رابطه بیرونی دارند . اگر تغییر بتواند از بیرون از بانک حافظه

  نیمه هشیار شما صورت خارجی پیدا کند - زندگی تان چقدر

  متفاوت خواهد شد . می توانید عادات نخواستنی مانند سیگار

 کشیدن و پر خوری راصرفا با فکر کردن به آنها در سطح هشیار  و

 گفتن (( از این کار دست می کشم )) از بین ببرید .

        خشم - نگرانی - احساس گناه و احساس  شکست  

       و ناکامی دیگر بخشی از زندگی شما نخواهد بود .

   اعتماد به نفس عالی و احساس کنترل وتسلط شما را به

  سمت زندگی موفق و بهروزی شخصی سوق می دهد .

         تاییدات مثبت به شما امکان می دهد از همه

         توانمندی های خود استفاده کنید.

حقيقت

حقیقت انسان، به آنچه اظهار می کند نیست..

بلکه حقیقت او نهفته در آن چیزی است که از اظهار آن عاجز است

بنابراین اگر خواستی کسی رو بشناسی

 نه به گفته هایش ، بلکه به ناگفته هایش گوش کن!

آناتومي بخشش

وقتی از کسی متنفر می شوید، به او اجازه می دهید به شما آسیب برساند و کنترل زندگیتان را در دست گیرد.
تنفر ما از رفتار دیگران، ناراحتی و آشفتگی درونی ما را نشان میدهد.
همه انسانها جایی هستند که باید باشند و فقط از آن می توانند درس بگیرند. 

مطمئن باشید که می توانید ببخشید. نباید در مقابل اتفاقاتی که در زندگیمان می افتد مقاومت کنیم. اطمینان کنید، تسلیم شوید و اجازه بدهید که برایتان پیش بیاید. امیالتان را به اهداف تبدیل کنید. برای همه آنچه که دارید و همه اتفاقاتی که برایتان می افتد شکرگذار و قدردان باشید چون هر تجربه شما را داناتر و قوی تر خواهد کرد. 

بخشش يا انتقام

دیگران را ببخش نه به این خاطر که سزاوار بخششند به این دلیل که تو سزاوار آرامشیبخشش ما را با تدبیر عالم هستی تطبیق می دهد، تدبیری که از طریق آن یاد می گیریم بپذیریم که هر اتفاق به این دلیل در زندگی ما رخ می دهد که باید چیزی از آن یاد بگیریم. همه ما به دنیا آمده ایم که بخشیدن را یاد بگیریم. دکتر ریموند مودی، که 40 سال روی تجربیات نزدیک به مرگ کار می کرده است، در کتاب خود "زندگی پس از زندگی" (Life after Life) می نویسد انسانهایی که پس از مرگ زنده شده اند، ادعا می کنند نوری خیره کننده می بینند، که معمولاً باور بر این است که این نور خداست، که آنها را تشوبق می کند به دو چیز اهمیت دهند: اول علم و بعد عشق. و بهترین آزمایشی که نشان می دهد آیا واقعاً این دو درس را از زندگی آموخته ایم این است که ببینیم تا چه میزان می توانیم دیگران را ببخشیم. 

چرا نمی توانیم ببخشیم؟ مدام در فکر انتقام هستیم. همیشه در فکرمان نفرت و انتقام است چون دیگران را به خاطر اتفاقات بدی که برایمان رخ داده مقصر می دانیم. این خیال باطل به نظر تسلی بخش است. با چنین تصوراتی دیگر لازم نیست خودمان مسئولیتی بر گردن بگیریم و راحت می توانیم درمورد دیگران قضاوت کنیم بدون اینکه درمورد خودمان قضاوتی شود. این تصورات باعث می شود در معرض همدردی، دلسوزی و پذیرش دیگران قرار گیریم. 

ما انتظار داریم دیگران همانطور که ما می خواهیم رفتار کنند. این خیلی نامعقول است اما بدون هیچ مقاومتی اتفاق می افتد، مشروط براینکه ما آن توقع را رها کنیم و اجازه بدهیم مردم طوری رفتار کنند که یاد گرفته اند و اتفاقات طوری اتفاق بیفتند که باید بیفتد. ما باید از دنیا برای پیشامدهایی که برایمان اتفاق می افتد قدردان و شکرگذار باشیم. 

ما کینه توزی می کنیم. قبول نمی کنیم که هر اتفاقی که برایمان می افتد درنتیجه همان چیزی است که خودمان دانه اش را کاشته ایم یعنی همان برخوردی که در مقابل رفتار دیگران یا واکنشی که در برابر محرک های اطراف نشان می دهیم. هیچکس مسئول تجربه های ناخوشایند ما نیست. ادامه مطلب را كليك كن


ادامه نوشته

قدرت ذهن

دنیا به آیینه بزرگی شباهت دارد. آنچه را که هستید، منعکس می کند. اگر دوستانه و پر مهر و محبت هستید، اگربه دیگران کمک می کنید، دنیا رفتاری دوستانه، محبت آمیز و کمک کننده با شما خواهد داشت. دنیا همان چیزی است که شما هستید. مهمترین اصل در زندگی انسانی این است که هر چه اغلب به آن فکر کنید، همان می شوید. این اساس دین، فلسفه، متافیزیک، روانشناسی و موفقیت است. دنیای بیرون شما، بازتاب دنیای درون شما است. اگر فکرتان را عوض کنید، می توانید زندگی تان را تغییر دهید. بزرگترین چالش و مسئولیت شما این است که در خود معادل ذهنی ای که می خواهید در بیرون از خود تجربه کنید فراهم آورید. با این کار، تمام قدرتهای ذهنی خود را فعال می کنید و کار می کنید که عالم هستی برای شما و خدمت به شما کار کند. 
شما سر رشته و کنترل کامل زندگی خود را در دست می گیرید. از هزاران نفر سئوال شده است که در اغلب موارد به چه فکر می کنند. بارها و بارها موفق ترین مردان و زنان جامعه حرف واحدی را تکرار می کنند. آنها اغلب اوقات خود را به این فکر می کنند که چه می خواهند و چگونه می خواهند به این خواسته خود برسند. بر عکس، اشخاص ناموفق به آنچه نمی خواهند فکر می کنند. آنها به مسائل و نگرانی ها خود فکر می کنند. به اشخاصی که در زندگی آنها را دوست ندارند فکر می کنند. اما شما اینگونه نیستید. وقتی پیوسته به این فکر می کنید که چه می خواهید و چگونه می خواهید به این خواسته خود برسید، این طرز فکر کردن به زودی عادت شما می شود. وقتی به آنچه می خواهید فکر می کنید و درباره اش حرف می زنید، مثبت تر، هدفمند تر و خلاق تر می شوید. وقتی بدانید به کجا می روید، تبدیل به شخص موثرتری می شوید.
واسه موج حسرت قلمي گرديد.

خوش شانسي

بزرگترین دلیلی که شما زندگی را آنطور که می خواهید ، ندارید این است که بر چیزهایی تمرکز می کنید که ندارید ، شما تنها بدشانسی را می بینید .

افراد موفق زندگی راآنطور که تمایل دارند سپری می کنند چون به چیزهایی که می گیرند توجه دارند . اینگونه افراد تمام گزینه های مورد نظرشان را می بینند و هنگامی که از عمل هوشمندانه خود در مقابل آن گزینه ، بهره ای می برند، بقیه او را خوش شانس می نامند .

آرزو

آرزوهام را یادداشت می کنم، خدا فراموش نمی کنه ولی من یادم میره که اونچه امروز دارم، خواسته دیروزم بوده . 

پند كورش كبير

كورش كبير:

1.آنچه جذاب است سهولت نیست، دشواری هم نیست، بلکه دشواری رسیدن به سهولت است .


2.سخت کوشی هرگز کسی را نکشته است، نگرانی از آن است که انسان را از بین می برد .

ا

3.افراد موفق کارهای متفاوت انجام نمی دهند، بلکه کارها را بگونه ای متفاوت انجام می دهند.



4.انسان همان می شود که اغلب به آن فکر می کند .



5.وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد، بخاطر این است که شما چیز زیادی از آن نخواسته اید .

زیبائی نگاه

بکوش عظمت در نگاه تو باشد

نه به آنچه مینگری

زندگی زیباست -زشتی های آن تقصیر ماست

در مسیرش هرچه نا زیباست آن تدبیر ماست.

گفتگو با خدا

خدای من ....به سوی تو به سوی روی تو !.....آمدم.....دلشکسته و غمگین.....


تنها....و خسته......بی پناه....و مستاصل......

خدای مهربان من !......تنها تو میدانی حال مرا .....

خدای قدرتمند من !.....تنها تو میدانی احساس مرا .....

تنها تو از عمیق ترین لایه های قلبم.....آگاهی داری جانا ......

تنها تو میدانی حال و روز مرا .....

خدایا.......................................................................................!

می شنوی مرا ؟ ...

ادامه نوشته

باور

باورها چه هستند؟باورها يك سري تفكرات هستند، كه به زندگي معنا مي بخشند. و  راهنماي ما در تنگنا ها و مشكلات مي شوند. باورها ادراك ما از هستي را مي سازند.

باور و اعتقاد شما فرمانده مغز شماست. و زماني كه فكر مي كنيد چيزي درست است، باور شما به مغز فرمان مي دهد به دنبال حقايقي باشد كه از اعتقادات شما پشتيباني كند.

اين بدان معناست كه اگر شما باور داشته باشيد كه در زندگي موفق هستيد اينگونه خواهد بود. اگر شادي، رفاه و سلامتي را باور داشته باشيد نيمي از اين رقابت را برده ايد. و در اين هنگام مغز شما بدنبال حقايقي مي گردد كه از اعتقادات شما پشتيباني كند.

به عبارت ديگر باور و اعتقاد يكي از قوي ترين نيروهايي است كه مي توانيد از آن براي رسيدن به برتري استفاده كنيد.

بي ترديد افرادي را كه بوسيله باور خود توانمند شده اند و از موانع بزرگ گذشته اند ديده ايد. علت موفقيت آنها باور عميقي است كه داشته اند. باورتان مي تواند به شما كمك كند به منابع عميقي كه در درون شما وجود دارد دست پيدا كنيد. و در نهايت به هدف مطلوب برسي