باران
باز باران، با ترانه، مي خورد بر بام خانه...
خانه ام كو؟
خانه ات كو؟
آن دل ديوانه ات كو؟
روزهاي كودكي كو؟
... فصل خوب سادگي كو؟
يادت آيد روزباران،گردش يك روز ديرين؟
پس چه شد ديگر،كجارفت؟
خاطرات خوب و رنگين،
در پس آن كوي بن بست،
در دل تو،آرزو هست؟
كودك خوشحال ديروز؟
غرق در غم هاي امروز،
ياد باران رفته از ياد،
آرزوها رفته برباد..
خانه ام كو؟
خانه ات كو؟
آن دل ديوانه ات كو؟
روزهاي كودكي كو؟
... فصل خوب سادگي كو؟
يادت آيد روزباران،گردش يك روز ديرين؟
پس چه شد ديگر،كجارفت؟
خاطرات خوب و رنگين،
در پس آن كوي بن بست،
در دل تو،آرزو هست؟
كودك خوشحال ديروز؟
غرق در غم هاي امروز،
ياد باران رفته از ياد،
آرزوها رفته برباد..
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۰ ساعت 20:14 توسط سيد محمد
|
ذهن لايتـناهي سرچشمه واقــعي من است و مـرا انتــهائي نيست چراكه خداونـد ،بي انـتـها و بـيـكران است