سهراب مگو که خانه ی دوست کجاست؟!
آرامش جاودانه ی دوست کجاست؟!

چندیست که بغض در گلویم ماندست

این بار بگو که شانه ی دوست کجاست؟؟؟

شانه ات ساعتی چند... پر از بغضم عزیز!!!

خانه ی دوست کجاست؟؟؟
یک نفر گفت به من: خانه ی دوست کجاست؟ من نگاهش کردم، گفتمش چشم شماست... خنده ای کرد و گذشت! آنطرف تر ایستاد، بر تن باد نوشت: خانه اش قلب شماست...