سهراب سپهری
سهراب مگو که خانه ی دوست کجاست؟!
آرامش جاودانه ی دوست کجاست؟!
چندیست که بغض در گلویم ماندست
آرامش جاودانه ی دوست کجاست؟!
چندیست که بغض در گلویم ماندست
این بار بگو که شانه ی دوست کجاست؟؟؟
شانه ات ساعتی چند... پر از بغضم عزیز!!!
خانه ی دوست کجاست؟؟؟
یک نفر گفت به من: خانه ی دوست کجاست؟ من نگاهش کردم، گفتمش چشم شماست...
خنده ای کرد و گذشت! آنطرف تر ایستاد، بر تن باد نوشت: خانه اش قلب
شماست...
+ نوشته شده در شنبه هفتم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 11:51 توسط سيد محمد
|
ذهن لايتـناهي سرچشمه واقــعي من است و مـرا انتــهائي نيست چراكه خداونـد ،بي انـتـها و بـيـكران است