نیایش سه شنبه ها
*- ای صمیمیت،من نمیدانم تو چه هستی؟تصویر و تصور من از تو بسیار ناقص است، ولی تو میدانی من که هستم و چه هستم،آیا همین تفاوت کافی نیست،که عدم آگاهی و جهل،ضلالت و تاریکی حاکم بر من را از میان برداری و بزدایی.
*- ای گزیده ترین دوست،به من بیاموز شیوه تربیت نفسی که مرا بسوی لذتهای کاذب و مقطعی سوق میدهد وچگونگی ممارست و همزیستی با تو و آفریدگانت،که حاصلی به جزء بهزیستی در برندارد.
*- خدایا با دستهای توانایت این وجود ملوس و آلوده را تطهیر و پالایش و آرایش کن، این صدا و نوای نمایل سوزان من است،تنها تو میتوانی که از من اسباب و وسیله ای بسازی،برای کمک و خدمت به خود و خلق تو.
*- خدایا دست و زبان، فکرو استنباط،عمل و عکس العمل و شنیدار و گفتارم باش، میخواهم که در درون تاریکم روشنائی تو باشد.من بر آنچه تو میخواهی ناتوانم،پس آن چه تو میخواهی بساز و هدایت کن،ای روشنی بخش تمام روشنائی ها،ای جان و جانان برای تمامیت جانها.
*- میخواهم مهرورزی کنم و در کنار دیگران بمانم،در شادی و غم،تمول و فقر،در سلامتی و مرض،نه راه آنرا میدانم و نه میتوانم،میخواهم با تمام هستی و آفرینش،یکی و همدل باشم تا به تو برسم،یاری میخواهم،تمنای استواری و خرسندی،آزادی و اندیشه های سبز دارم،ازچه کسی غیر از تو بخواهم؟
*- الهی تو خود میدانی که نمیخواهم ناپاک باشم و آلوده،نمیخواهم زخم بزنم و آسیب برسانم،ولی نمیتوانم،مرا به خود وامگذار،که عین هلاکت است،به من یاری رسان که عین محبت است.
*- معبودا به کوچکی و هیچ بودن من منگر،فریاد میزنم که گر چه پلیدم،اگر چه ناپاک و آلوده ام،توخود میدانی که از آغاز اینگونه نبوده ام و نمیخواهم بدین گونه باشم،خط تماس و ارتباط مرا با خود قطع نکن،اگر چه من خود به دفعات به این کار دست زده ام،دعا میکنم و عمیق ترین نیازهای درونی و بیرونی خود را ابراز میکنم،تو از مکنونات قلبی هر کسی آگاهی،اجابت کن تا هیچگاه تمام درها را به روی خود بسته نبینم.
*- دنیا و مردم و مسائلش مرا به بند کشیده اند،رهایم کن تا در عشق تو و مهربانیت غوطه ور شده و بیاسایم،اجابت خواسته هایم از سوی تو،مرا به بی نیازی و تسکین پریشانی سوق میدهد و راه را بسوی تو روشن میکند. آمین
ذهن لايتـناهي سرچشمه واقــعي من است و مـرا انتــهائي نيست چراكه خداونـد ،بي انـتـها و بـيـكران است